تُیْخان

تیمور خان معروف به تُیْخان یا تُیخِن و یا تیغن یکی از حکمرانان محلی غرب لرستان بوده که بعد از سال ۱۰۰۶ ق یعنی بعد از مرگ میر شاهوردی فرزند میر محمدی آخرین اتابک لر که توسط شاه عباس صفوی به قتل رسید ( در شرق لرستان منصور بیگ سلاحورزی معروف به سیلورزی و در غرب لرستان  تیخان چگنی حکمرانی می کرده است ) توسط شاه عباس گماشته شدند . تیخان چندین نقطه در اختیار داشته است 1- قلعه فلک الافلاک خرم آباد 2- دم یافته – سراب دوره  3- قلعه چقاپیت در منطقه کوشکی سرطرهان از توابع شهرستان کوهدشت 4- قلعه تیخان یا تپه طرهان واقع در دره شهر .

اصل و نسب او از میرزاوند های چگنی می باشد . و بعضی او را از مهاجرین اهالی زرین آباد دهلران می دانند که فرزندان او به اولاد احمد بگ معروف هستند . ولی چیزی که مشهود است میرزاوند می باشد .

به علت گرایش داشتن ایشان به مذهب شیعه مورد لطف دولت مرکزی صفویه قرار دارد ولی به علت شورش هایی که در مرزهای ایران و عثمانی  رخ می دهد با حکومت محلی پشت کوه در برابر دشمن (عثمانی) همدستی می کند و در همان جنگ کشته می شود . به علت نفوذ زیاد و داشتن شجاعت و عدالت در میان مردم مورد ستایش بوده است .و با داشتن برادران زیاد یوم القضا ( روز واقعه ) می شود .که اکنون به عنوان ضرب المثلی در لزستان مشهور شده است .(اگر اتفاق خاص و یا محال و تقریباً نشدنی رخ دهد از این ضرب المثل استفاده می شود . ( مُوْ وِهْ رُوزی کِه تُیْخانْ کُشِسَهْ ) . ( می شود به روزی که تیخان کشته شد).

یکی از اولاد و نوادگان تیخان کرم بوده که از نوادگان او ساعد بگ میرزاوند چگنی از طایفه حیدر ی های سراب کی دم یافته است که در زمان نادر شاه افشار از فرماندهان جنگی فتح قندهار افغانستان و از همرزمان کریم خان زند بوده است . از دیگر همرزمان ایشان در آن فتح محمد زمان کونانی و چراغ خان اولادقباد / ایتیوند بوده اند که بعد از فتح قند هار زمینهای کشاورزی مستعدی در منطقه خود به آنها اهدا می شود .

از اولادهای ساعد بگ چگنی کرم و از فرزندان کرم حیدر بوده که به علت نسبتی که با خوانین کوشکی ها (بیگ محمد احمدی) دارد در منطقه کوشکی در حوالی قلعه قدیمی چقاپیت باقی می مانند که به هوز حیدر با شهرت کوشکی معروف هستند و ارادت خاص و ویژه به امام علی و امام حسین (ع) دارند و اکثر بزرگان آنها مرقد مطهر آن امام آزاده را زیارت نموده اند . عده ای دیگر از پسر عموهای آنها در روستاهای بیژانوند (روستای محمد رحیم )که به هوز حاجی معروف می باشند  و عده ای دیگر در انتهای منطقه شیروان و چرداول ایلام از بازماندگان مصطفی و مرتضی با عنوان چگنی ها و تعدادی از آنها با شهرت حیدری در ایلام  و عده ای دیگر که هم پسر عمو و هم دایی های حیدر هستند در دربار والی پشت کوه به کتابت مشغول بوده اند و اکنون در شهر کنونی ایلام با شهرت میرزایی باقی می مانند . تعدادی از آنها نیز در مهران می باشند . و عده ای دیگر از آنها نیز در روستای قرعلیوند کوهدشت که به هوز مرتضی معروف می باشند زندگی می کنند .

تپة تیخان ( تیغن) یا تپه طرهان / طرحان

تپة باستانی تیخان و یا تیغن که دو طبقه آن کاملاً مشهود است به تپه طرهان / طرحان نیز مشهور است در شمال شرقی دره شهر و به فاصلة حدود دو - سه کیلومتری رودخانة سیمره ، در میان اراضی کشاورزی روستای جمشید آباد واقع شده است .

و سفال های به دست آمده در طبقه اول از نوع نخودی و آجری اند . نمونه هایی از سفال ، تیغه های سنگ چخماق که نشان دهنده دست ساز بودن آنها در زمانهای قدیم است و قطعات سنگ با شکل سه گوش به رنگ سبز نیز یافت شده است .


برچسب‌ها: تُیْخان میرزاوند چگنی
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 22:28  توسط  م ط  | 

پاي آستان :

روستاي پاي آستان به علت آب فراوان مركز حكومت محلي نظرعلي خان غضنفري معروف به نظر علي شاه (نظه) در 25 كيلومتري جنوب غربي كوهدشت فعلي واقع شده . آثار قلعه نظه هنوز پا برجاست . در اين روستا آستاني به نام خاتون زَريْ  وجود داشته كه مورد ستايش زنان اهالي اين ديار بوده ، يكي از پيره زنان كه خود زاده اين روستا است مي گفت : من خودم به همراه مادر و مادر بزرگم به آستانه اين بي بي بزرگ رفته ايم در اين محل ( مسجد امام علي (ع) ) را نشان مي داد ولي چونكه سواد نداشت هيچگونه تاريخي از اين بي بي نمي دانست .

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 15:4  توسط  م ط  | 

چگونگي اجراي فال چهل سرود

نحوه اجرای فال عموماً به این شکل است که ابتدا مجلسی با حضور دو نفر یا بیشتر و يا اعضاي خانواده ، دوستان ، همنشينان در يك جمع صميمانه كه يك موضوع دلهوره آور مانند قبولي در كنكور ، رفتن به خواستگاري و يا رفتن به سفر و غيره ...  در پيش دارند ، اغلب در شبهاي مهتابي و يا  شبهاي بلند و سرد (مانند شب چله) به صورت دايره وار گردآتشگاه (تشگاه - تژگاه) مي نشينند و پس از نيت و صلوات و استعانت از باري تعالي در بين جمع حاضر يك نفر را داوطلبانه ،  ترجیحاً كسي كه خود نيت كرده است، يا يك نفر بي طرف چهل دانه تسبیح یا چهل عدد سنگریزه را جدا کرده و آنها را به صورت مخفی در نزد خود نگاه می دارد . پس از آن سه دانه اول را به نام الله (جل جلال)، محمد(ص) ، علی(ع) و به قصد تبرک جدا نموده ، آنگاه با سي و هفت تاي باقي مانده فرمان شروع می دهد . در این هنگام حاضران در مجلس هر کدام به نوبت نیمه اول یک بیت لکی را بدون درنگ و نا منظم می خوانند . به عنوان نمونه از بیت :

اِيمْشُوْ  دِيْمَهْ  خاوْ  كُوگِيْ  مَشاقانْ                                تُمَرزْ  يَهْ  لِيْلَهْ  مَچُوْ  وَهْ  باوَانْ

امشب ديدم به خواب كبكي مي خواند               تو نكن اين ليل است مي رود به خانه پدري

فقط عبارت (اِيمْشُوْ دِيْمَهْ خاوْ) را می خواند و به همین ترتیب سي و هفت بيت  خوانده می شود . در این فرصت آن که تسبیح یا سنگ ریزه را در دست دارد ، پس از خوانده شدن نیمه اول هر مصرع یک دانه تسبیح یا سنگ ریزه را جدا نموده و رد می کند واز آن جا که این کار را مخفیانه انجام می دهد هیچ کس نمی داند که این شمارش چه زمانی به پایان می رسد ، چونكه كساني كه بيت را مي خوانند نا منظم قرائت مي كنند. هنگامی که نوبت به دانه چهلم (سي و هفتمين مهره باقي مانده)رسید فرد شماره انداز يا (فال انداز) ، همان نیم مصرع پایانی را که یکي از حاضران خوانده است با صدای بلند تکرار(اِمْشُوْ  دِيْمَهْ  خاوْ  كُوگِيْ  مَشاقانْ )( امشب ديدم به خواب كبكي مي خواند ) و به این ترتیب آخرین بیت و نتیجه فال را اعلام می کند . در این هنگام کسی که چهلمین نیم مصرع را ، بدون آن که بداند چهلمین وآخرین آن ها است ، بر زبان آورده موظف است بیت را به طور تمام و کمال بخواند.(در ضمن افراد جمع حاضر او را در قرائت بيت چهلم كمك مي كنند). پس از این کار گرداننده مجلس ،يا مجري نتیجه وحاصل فال را بیان می نماید . به عنوان نمونه اگر نیم مصرع پایانی عبارت ( خدالم شکری ) باشد فرد شمارشگر که تا این زمان ساکت بوده همین نیم مصرع را تکرار می کند و نیز می گوید : ( خدالم شکری ) . به دنبال آن همان فردی که پیش از فرد شمارشگر این عبارت را بر زبان آورده باید بیت را به طور کامل بر زبان آورد و مثلاً بگويد :

خُدالَمْ  شُكْري  رَسيم  وَ مَطْلــُوْ                                     دِلَمْ  ساكِنْْ بِـيْ  لَهْ  پَژارِهْ  شُوْ

خداوند را شكر كه به آرزويم رسيدم                                دلم آرام شد از دلواپسي شب

 
بعد از آن گرداننده مجلس فال چهل سرود با شنیدن تمام بیت نتیجه و حاصل فال را برای مجلس و برای صاحب فال بازگو و بیان می کند و مثلاً در باره بیت فوق و با توجه به مضمون آن می گوید: نتیجه حاصل فال خوب و پربار و پایان کار مثبت و مفید خواهد بود.

ويژگيهاي فال چهل سرود

ویژگی ابیاتی که در فال چهل سرود از آنها استفاده شده ، این است که:

اولاً : سراینده و تاریخ سرای این ابیات مشخص نیست و به اصطلاح ( لاادری ) هستند .

ثانی :  نظر به این که این ابیات غالباً به معنای دقیق کلمه شعر هستند و مضامین متعدد و متنوع و درعین حال عمیق و بسیار لطیفی دارند که طی آنها به حالات و روحیات و موقعیتهای گوناگون زندگی و رفتار آدمی و هم چنین طبیعت پیرامون وی اشاره دارد ، بنابراین برای بیان معنی و مضمون و در نتیجه برای حاصل و نتیجه فال چهل سرود دارای

قابليت و بسامد بسيار بالايي هستند.

ثالثاً : چونكه حالت شعري دارند ، اشخاص حاضر مي توانند بنا به طبع خود از آن بر داشت و تفسير نمايند.

بنابراین برای توسل به فال و در اینجا فال چهل سرود باید درون و باطنی هر چه پیراسته تر و پرداخته تر و اعتقادي راسخ به اين فال داشت .

رابعاً : مصراع اول تك بيتها بعضاً مثل هم ، ولي مصراع دوم آنها متفاوت است مانند:

سَرْوَنْ  بَسْتِيَهْ  هَرْ  پيچي  جُورِيْ                           پِيْوَنِيْ  كِرْدِيَهْ  وَ  دِتْ  زُلْفْ  شُوْرِيْ

سربند بسته هر پيچ آن طوري                                      پيوند كرده با دختر زلف بلندي

سَرْوَنْ  بَسْتِيَهْ  هَرْ  پيچي  جُورِيْ                           پِيْـوَنِيْ  كِـرْدِيَهْ  وَ  چَـرْچِيْ  كُـوْرِيْ

سربند بسته هر پيچ آن طوري                                     پيوند كرده با دوره كرد نابينايي

در اين دو بيت مصراع اول آنها هم معني است ولي دو مصراع ديگر آنها معني متفاوتي دارد ، اولي چونكه مفهوم خوب و شادي را دارد خوب و مفهوم دومي خوب نيست.

خامساً : در بعضي از بيت ها تناقض صد در صد وجود دارد مانند:

سَروَنْ  وِيْ  خاصِيْ  هَرْگِزْ  نُووَسْتِيْنْ                        چَپِهْ  گُلْ  اَرْ  بانْ  سَرْوَنِتْ  بَستيْنْ

سربند به خوبي هرگز نبسته اي                              دسته اي گل روي سربندت بسته اي

معني اين بيت چونكه مفهوم خوب و شادي را دارد نتيجه اش خوب است .

سَروَنْ  وِيْ  وِيْنُهْ (گَنِيْ)  هَرْگِزْ  نُووَسْتِيْنْ                هَفتْ  گِريْتْ  دايَهْ  مَريْ  شير مَسْيْنْ

سربند اين جوري(بدي) هرگز نبسته اي هفت گره زده اي مثل اينكه(مجنون)شير مست هستي

معني اين بيت چونكه مفهوم خوبي ندارد نتيجه اش بد محسوب مي شود.

در ادامه بخوانید :

1- آفَرينْ  قَمَرْ  تاجْ   لُوْ  چُوْ  گُلْ  باغِيْ                      شَرْطْ كَمْ  لَهْ  داغِتْ  خُوَمْ  بِكَمْ  ياغِيْ

آفرين قمر تاج لب چون (گل سرخ)گل باغ                  شرط كنم از داغت خودم بكنم ياغي

2- مَشْكَهْ كَمْ  چاتِيْ  نالَهْ  نالَهْ سِيْ                                       آوَكِيْ  سِيْمِرَهْ  دَهْ  خيالَهْ سِِيْ

مشك من چي شده ناله و زاريش است                               آب سيمره در خيالش است  

3- اَوْ  گِيْلْ  چاوَهْ  كِهْ  تُوْ  دايْ  وَهْ  مَنْ                     چوْ صُوْرْ  اِسْرافيلْ  بِيْ  ، قيامَتْ  دَمَنْ

آن نيم نگاهي كه تو زدي به من                     (انگار) صور اسرافيل بود قيامت بر پا كرد

 4- شَلِمْ  شَكَتِمْ ،  شِلْ   بِكَهْ   مِلِتْ                             مِهْ  بُوِمْ  وَهْ  فِدايْ ،  جُويْ  دَرْ  كِلِتْ

خسته و كفته ام ، شل كن گردنت                                من بشوم به فداي ، جيب داخلت

5- اَهْ  رايْ  كِيْ  بُوْشِمْ  چُوْنَهْ  شَرْمِمَهْ                             چَپِهْ  گُلْ  ميْخَكْ  دَرمانْ  دَرْدِمَه


براي كي بگويم چگونه (از چي) شرم دارم               دسته اي گل ميخك درمان دردم است

6- شُرْ شُرْ  عَصْرِيْنِتْ  وَهْ  رُويْ  گُوناوا                           چُوْ  آهُوْ  خيالْ خيالْ  وِهْ  بياوانا

ريزش اشكهايت بر روي گونه هايت                              چون آهو خيال خيال در بيابان

7- چُوْ  شاهْ  مَگيْرْدِيْنْ  وِلاتْ  اَرْ  وِلاتْ                       كُرِنْگْ  اَرْ كُرِنگْ  چُوْ  نادِرْ  كِلاتْ

چون شاه مي گردي ايل به ايل                                   دهكده به دهكده چون نادر كلات

8- صاحِبّ  مُلْكِِ  ماشْ  آسياوْشْ گَرْدَهْ                               زَمينْ  مِنَتْ  بار  تَشْريفْ آوَرْدَهْ

صاحب ملك و زمين ، آسيابش گرديده                     زمين منت دارد كه تشريف آورده اي

9- خُوشالْ  وُوْ  كُورَهْ  ديريْ  دَسْگيرانْ                           كِلاوْ  كَجْ  مَنْيا  وِيْر  وَهْ  هَسيْرانْ

خوش به حال پسري كه نامزد دارد                         كُلاه كج نهَد و رو به خانه پدر نامزد

10- اَرْ   تُوْ   بِزانِيْ   عِلْمِتْ  وَهْ  نامَهْ                                      بايَدْ  بِزانيْ  اِيْ  مِلَهْ  كامَهْ

اگر تو بداني علمت به نام است                                    بايد بداني اين گردنه كدام است

11- دُوسيْيُونْ  وِتِيَهْ  ژَهْ  هَردِكْ  سَرْ  بُوْ                           نَهْ  مِهْ  بِسِزِمْ ،  اُوْ  بِيْ  خَوَرْ  بُوْ

دوستي گفته اند در هر دو طرف باشد                             نه من بسوزم او بي خبر باشد

12- بالا  چُوْ  چِنارْ ،  كاوِلِيْ  وَنَهْ                                 دِنُونْ  چُوْ  صَدَفْ ،  زَرْگَرُنْ  ژَنَهْ

بالا چون چناري كه، كوليها بريده اند   دندان چون صدف،زرگرها آن را درست كرده اند

كاولي : كولي ها ، گروهي دوره گرد و داراي حِرَف خصوصاَ خراطي كه در تمام مناطق كشور خصوصاً زاگرس پراكنده اند.

13- كُوْگْ  وُ  كَمُوْتَرْ  واشِهْ  سَرْ  دَرْوَنْ                     خانِمْ  دَنْگْ  شْنَفْتْ  خِرْ  دا  وَهْ  سَرْوَنْ

كبك و كبوتر  لاشخور سر دربند                         خانم صدا را شنید  تکانی به سربند زد

 14- دُوسِهْ  خُوَشْ  هَتِيْ ،  پاتْ  وَهْ  چاوانِمْ                      جايْ  رازُ   وُ  نيازْ ،  نيْمِهْ  شُوانِمْ

دوستم خوش آمدي ، پايت روي چشمم                            جاي راز و نياز ، نيمه شبهايم

15- هَرْ  اَژْ  اِيْوارَهْ ،  تا  گَهْ  نِصْفِ  شُوْ                        پِشْتْ  مِلُوْنْ  دايْ ،  بَلْكِيْ  بِكِيْ  هُوْ

از دم غروب ، تا نصفي از  شب           پشت گردنش را زدند، بلكه(كوتاه بيايد)دست بكشد

16- هَمْ  هُوْ  كِرْدَهْ  وَهْ  سَرْ  سُوْارِيْ                                      وَهْ  شيْوَهْ  رُسْتَمْ  اِسْفَنْدْياريْ

باز هم شروع كرده به سوار كاري                               با شيوه (تيپ) رستم و اسفنديار

17- تِريْسْكِهْ  آگِرْ ،  سياهْ  مالِ  نُوْهْ                                 گِرْ  گِرْ  مَسِزِيْ ، وَهْ  دامُونِ  كُوهْ

نور كم آتش ، سياه مال(سياه چادر) نو                         دم به دم مي سوزد، در دامن كوه

18- نِشانِتْ  نازارْ ،  وَهْ  هيْچْكَهْ  نَتُوامْ                           جُونَهْ  مَرْگِيْ  خُوَمْ ،  وَهْ  خدا  تُوامْ

نشانت عزيزم، از هيچكس نمي خواهم                    جوانمرگي خودم ، از خدا مي خواهم

19- هَتْمِهْ سَرْ خاكِتْ  سَرْ  پُوشِتْ  سَنْگْ  بِيْ          چُوارْ  دُورِتْ ديْوارْ  سَرْ  پُوْشِتْ  سَنْگْ بِيْ

آمدم بر سر مزارت ، سرپوشت سنگ بود        چهار اطرافت ديوار ، سر پوشت سنگ بود


برچسب‌ها: چِلْ سُرو, چهل سرود
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:24  توسط  م ط  | 

گاهْ رُووا  (ربايش يا ربودن گاو) :

منطقه طرهان با توجه به كوهستاني بودن و بارش هاي خوب ، گاهاً سالهاي خشك سالي را تجربه كرده است . در سالهاي كم بارش و خشكسالي مردم در فصل پاييز كه دير باران پاييزي مي بارد و يا به اصطلاح محلي دير  پِلَهْ  ( پِلَهْ يعني حد خيس شدن زمين) مي زند و يا در فصل بهار كه دير باران مي آيد و محصولات در حال خشك شدن هستند ، مردم در اين دو فصل اقدام به برگزاري گاه رووا يا (ربايش گاو )مي كردند . در اين مراسم زنان (بدون دخالت مردان) يك روستا بدون خبر روستاي ديگر جمع مي شدند و ضمن مجهز كردن خود به وسايل دفاعي  به گاوهاي روستاي ديگر دستبرد مي زدند ، اگر زنان روستاي مورد هجوم متوجه مي شدند ، آنها نيز گرد هم مي آمدند و با ابزارهاي دفاعي مانند چوب دستي و گرز به دفاع مي رفتند . در اين حين در گيري بين زنان دو روستا در مي گرفت هر گروه كه قويتر و بيشتر بودند گاوها را از آن خود مي كردند و اگر قوا مساوي بود تا ريختن خون از بدن يكي از زنان درگيري ادامه داشت . حالا اگر زنان مهاجم گاوها را مي ربودند از طرف ريش سفيدان روستاي مورد هجوم پاي در مياني مي شد و گاوها را بر مي گرداندند . اگر مردان هم متوجه طول كشيدن درگيري مي شدند پا در مياني مي كردند و قضيه را پايان مي دادند .

در اين مراسم اعتقاد براين است كه خدا وند مي بيند كه به علت خشكسالي يكديگر را مي كشيم .  پس با نزول باران رحمتش به ما رحم مي كند .

ياد هياهوي مسيحايي و شاد آنها به خير باد   


برچسب‌ها: آداب و رسوم مردم طرهان
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:7  توسط  م ط  | 
تیل تکن

 

تیل تکن یا تل تکن از دو واژه تیل به معنی نهال و تکن به معنی تکاندن یا ریختن برگ بوجود آمده و  یکی از مراسمات به جای مانده از عهد کهن این دیار می باشد که در اواسط فصل پاییز تاریخ شمسی (فصول در طرهان یک ماه زود تر شروع می شوند) یعنی حدود اوایل آبان ماه - زمانی که اولین برگها می ریزند اجرا می شود .

 ۱- مردم بر سر مزار درگذشته گان خود می روند و برای انها از خداوند طلب مغفرت می نمایند .

 ۲- با پراکنده شدن قاصدک ها که نشان از فرا رسیدن فصل سرما است مردم آذوقه و وسایل گرمایشی آماده می کنند .۳

- در قدیم که یک جا نشین نبودند و امکانات امروزی وجود نداشته از مکانهای سرد به مکانهای گرم حرکت می کردند .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 20:14  توسط  م ط  |