1- درمان بی قراری با خاک گُور ( قبر )

در طرهان هنگامیکه عزیزی از خانواده ای فوت می کند برای بر طرف کردن بی قراری شخص بی قرار مقداری خاک گور(قبر) بر می دارند و به طریقی کمی از آن در زیر زبان شخص بی قرار و یا مقداری از آن خاک را به او می خورانند و آرام می گیرد .

2- در طرهان برای دوری از گزند بیماری کودکان پسر ، گوش سمت راست آنها را با موی ریش کَل (شکار) سوراخ می کردند.

3- برای رفع آفتاب زدگی برنداس با دوغ بر سر می گذاشتند.

4- بعد از زایمان در اطراف کودک پیاز آویزان می کردند و نعل است را داخل آتش می گذاشتند.

5- موقع کشیدن دندان به بچه می آموختند آن را پشت سر پرت کند.

6- برای رفع بند ادرار بر هیزم نیمه سوز ( چمت ) بایستد و ادرار نماید.

7- برای رفع خواب پریشان در کنار سنگی بنشیند و آن را باز گو نماید.

8-  بقیه شما در ثبت نظرات بنویسد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 0:22  توسط  م ط  | 

ضرب المثلهای رایج در طرهان

1-     درد وه خروار میا وه مثقال می ره (درد به خروار می آید و به مثقال می رود) کنایه از : مشکل یا دردی است که آدمی یک باره به آن گرفتار می شود و به راحتی از آن خلاص نمی شود.

2-     مال وه مینگه نمنه ( منزل به منزلگاه نمانده . کنایه از : موقعیت مثل سابق نیست

3-     هر براه عاقل براه لیوه متی. ( هر برادر عاقلی برادر جنگجویی می خواهد).

4-     آسیاو کار خوش می که چق چقه کار خوش . آسیاب کار خودش می کند و ترکه آسیاب نیز کار خودش). کنایه از : هر کسی کار خودش را انجام می دهد .

5-     ماسووا هر شهری طَری. ( آش هر شهری بر اساس طبع مردم آن شهر درست می شود).

6-     یرق یه گِل وه گِرَک.( یراق یا ابزار یک دفعه در زندگی به کار می آید).

7-     دیوار گوش که ریویار وا تونم. ( دیوار گوش کن رهگذر با تو ام).

8-     آسیاوه غیض بکه ده حق خوش بیشتر نموره( اگر آسیابان عصبانی شود از حق خودش بیشتر سهم ندارد).

9-     هر که کوشتت قَجریه ( هر کسی کوشتت شیطان بد سرشتی است) .

10- دنگ دهل ده دور شیرینه ( صدای دهل از دور خوش است ) .

11-  در خانچه خوت بنه سگ همسا وه دوز نکه ( در خمیر دان خود را ببند سگ همسایه را دزد نکن ).

12- هر که بویل وا سر کُریله خوش می زنه ( هر کسی خاکستر بر روی نان خود می زند که بپزد).هرکسی به فکر خودش است.

13-  گرزی که وه همسا می زنیه چمان وه هور که می زنیه ( گرزی که به همسایه می زند انگار که به کیسه کاه زده می شود) .

14- مقه دل ده دختر نیام که کردمش وارد گاو ( موقعی دل از دختر کندم که گاو چرانش کردم) .

15- هر که نان عقیده خوش موهره.هرکسی نان عقیده خودش می خورد .

16- جان که ماهوت نیه دوواره اور گیردی - جان که ماهوت نیست دوباره بر گردد. کنایه از : برابری نفس انساتها است .

17- باوه اوماوه مردن چه ده لمردون چه ده قورسون - پدری که مشرف به موت است چه در چه در پذیرایی باشد چه در قبرستان ( فرقی نمی کند).

18- ای لِی سی او لَمردان خووه - این گلیم برای آن پذیرایی خوب است . کنایه از : روابط نا موزون

19- چشِ چش دار ، دوز داوار - چشم چشم دار ، سوراخ سیاه چادر . کنایه از انتظار نزدیکان

20- زن وه زن ها مینش ، منتش وه کوخاهی کر مینین - زن را به داماد می دهند منتش به خواستک-گار کن می گذارند .

21- گُور وه ناجن گوشای نمو - گور به ناخن گشاد نمی شود - قبر به ناخن گشاد نمی شود . کنایه از : قناعت بی مورد است

22-


برچسب‌ها: ضرب المثلهای رایج در طرهان
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 0:3  توسط  م ط  |